.JPG)
امروز که بیکارم، طبق معمول مراسم ظهرگاهی امو صبح گاهی انجام میدم، الان وقت میشه که یه چی که خیلی روی اعصابم کنسرت اجرا میکنه رو شرح بدم.
فرانسوی ها.
اصلاً نه، کلاً فرانسه.
1-چرا انقدر اینا ادعاشون میشه. تا جایی که من میدونستم، ادعا ملی زیاد داشتن مال ما بود! این آخرین جرعه اعتماد به نفسمون یه فرانسوی بو گندو نمی تونه بیاد از ما بدزده!
مثلاً اگه کسی تا بحال به یکی از شهر های "توریستی " ایران رفته باشه( شیراز، اصفهان، یزد، و...) کاملاً متوجه حرف من میشه. یا حتی اگه توی هواپیما همسفر باشه!
انقدر بلند حرف میزنند و داد داد میکنند که تمام دنیا بفهمه توی هواپیما فرانسوی نشسته! تا جایی که من فهمیدم، بلند بلند داد زدن، بی تربیتی بود توی جمع!
2- چرا انقدر می خورند!!!! باز دوباره مثال هتل رو میزنم! میری پایین صبح ها میبینی نشسته اند خوشگل، میزشون رو هم چیدن، می خورند می خورند میخورند، تا تو انتظارت برای باقی خانواده که پایین بیان به اتمام برسه. باز میری خودت صبحانه میخوری، بازم دارند میخورند. تمام میکنی صبحانه، بالا میری و بر میگردی که بری شهر گردی برای اون روز....ماشالله خدا چشم نزندشون بازم دارند همون گروه بازم غذا میخورند.
بعد همه اشون هم لاغرند! توی رستوران های فرانسوی هم که فقط تا جایی که ما دیدیم، وعده های غذایی همگی با ارتفاه 5 سانت و قطر 4.5 سانتی ارائه داده میشند.
شاید راز لاغری شان با هلزون هایی هست که میخورند؟
3-چرا انقدر روی نرو هستند؟چرا انقدر گیر میدن به آموزش مردم؟ آخه چرا؟ صبح که برنامه تلویزونی شونو روشن کنی می فهمی چی میگم. سر صبح، برات یه خانم خوشگل نشسته داره کتاب میخونه. بعد برنامه ورزش، بعد اخبار، بعد یه آقاهه میاد برات ریشه یابی معنای کلمات رو تدریس میده، بعد یه خانم مسنی میاد و باغبانی آموزش میده. کم مونده بود از طریق تلویزیون آموزش ویلن نوازی هم بدن.
4-اصلاً میدونید چرا عطر انقدر مهمه توی فرانسه؟ چون تا 200 سال پیش اینا فکر میکردند استحمام بیشتر از 1 بار در ماه برای انسان ضرر دارد و مریضشون میکنه و از روحشون میکاهد! برای همین عطر ساختن که بوی بدشون رو بپوشانند. آخه بنده های خدا، من به شما چی بگم؟
5-چرا خانم هاشون انقدر رله هستند؟ میخواند آرایش میکنند، نمی خوان، بدون آرایش خیلی هم با اعتماد به نفس کارشون رو میکنند. لباس هم هر جوری که دوست دارند می پوشند. که منو یاد آور یه چیز دیگه کرد. لباس. چرا همه بوتیک های شیک توی پاریس هستند؟ اصلاً چرا انقدر پاریس پاریس شد؟
این تازه اول کار بود، هنوز براتون زیبایی های سیستم تامین اجتماعی شون که انقدر به فکر مردمشون هست رو نگفتم براتون، چقدر برای پزشکا ارزش قائل هستند براتون هم نگفتم، چقدر اصلاً سیستم پزشکی شون عالیه رو نگفتم!
ولی یه چیزیشون هست که همیشه توجه منو جلب میکنه. قبل از حکومت واقعاً مردمی و ایدآلی که الآن دارند، یه پادشاهی بود که خیلی هم ظالم بود.
فرانسوی ها 300 سال جنگیدن که به چیزی که ایدآل آنهاست برسند.
ما هنوز به 100 سال اول نرسیده ایم.
نا برده رنج، گنج میسر نمی شود. بدون اینکه زمان کافی بگذره، فقط به نتایجی میرسیم که مثل کالای چینی، مفت هست و زود خراب میشه!
دوم اینکه...یه فکری به ذهنم رسید برای گفتن به آن افرادی که میگن آ ش و ب گر ها و ک ر وب ی و م و س و ی دوست ها خیلی اشتباه میکنند و فلان بو بسار...مگه سعدی نبود که گفت: بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرينش ز یک گوهرند:
چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
1- ما همه مال یک کشور هستیم، که نظرامون، درست یا غلط، تفاوت داره، ولی مال خودمونه. حق فکر کردن رو هیچ کس نمی تونه از ما بگیره.
2-اگه ما یک عضوی باشیم که درد بکشیم:1-دیگر عضو های دگر فکر نیز خواهند درد کشید.2-دود درد ما به چشم دگر فکر ها هم خواهد خورد.
3-آدم هایی که باعث و بانی همه این بد بختی ها هستند، اصلاً عضوی نیستند توی این پیکر. بیشتر مثل یه جوراب یا کفش کهنه ای میمانند، که در نهایت دور انداخته میشن. و درد ما بهشون هیچ تاثیری نداره. پس ما باید هوای همدیگه رو داشته باشیم. کفض دور ریختنیه!