از جهتی خیلی خوب بود معرفی...یک توده آدم رو میاورد به سمت صفحه ات٬ ولی از جهت دیگه٬ مطلبی رو که مینوشتم رو باید از یک سانسور شخصی رد کنم٬ تا هیاهویی ایجاد نشه! برای همون تصمیم گرفتم که این دفعه٬ آمار و اعداد رو فراموش کنم٬ عوضش بتونم اونجوری که میخوام بنویسم.
من که قبلاْ قضیهٌ کنکور و مشکلاتم رو با اون نوشتم. و دلیل بر رفتنم به اوکراین برای تحصیل٬ این نبود که میخواستم فرار کنم. باید درس بخونم. اگه اینجا نه٬ پس یه جای دیگه. برای همین رفتم.
من یه فامیل دارم. ایشون تازه ۳ سال هستش که رفتن به کانادا! و در ارز این سه سال٬ با وجود دوستان خوب ایرانی که تمام دورشون رو گرفتن و اجازه نمیدن که با هیچ نژاد دیگه ای ارتباط برقرار کنه٬ انقدر زبان انگلیسی به کار برده٬ که دیگه یک جمله خالص فارسی نمیتونه حرف بزنه. ایشون که ادعای فرهنگ و ادب دانایی میکنند٬ از تمام زبان پر بار انگلیسی٬ ظاهراْ فقط چند فحش و oh my god گفتن رو یاد گرفتند و با من٬ که دست کمی در انگلیسی بلد بودن ندارم(به خاطر جابجایی بین المللی بیش از حد در بچگی٬ و واقعیت اینکه از ۱۸ سال عمرم فقط ۷ سالش تو ایران بودم٬ انگلیسی ام از فارسی ام بهتره!!!!) به برقراری مکالمه اقدام میکنه!
چند روز پیش با این فامیلمون رفتیم تا خونهٌ مادر بزرگم. و امروز به گوشم رسید که ایشون فرموده اند:"اصلاٌ کی میدونه که شهرزاد واقعاْ کنکور قبول شده باشه؟؟؟؟؟؟؟؟! اونم سراسری؟ معلوم نیست که راست بگه یا نه برای چی قبول میکنید؟".
حالا. این حرف خیلی بزرگی هست که از کسی بشنوی که در سال پیش دانشگاهی ترم اول میخواست بره اتریش٬ ترم دوم میخواست بره کانادا٬ و کنکور دانشگاه آزاد حقوق پاره وقت قبول شده اند! و اون رو ادامه نداده٬ رفته کانادا٬ خورده و خوابیده٬ خودشو رو به وزن نزدیک ۲۰۰ کیلو رسونده٬ به غلط کردم گفتن افتاده٬ و حالا اومده ایران که ببینه همین رشته رو میتونه ادامه بده یا نه...البته به همون خوانوادهٌ مادر بزرگم گفته که به مادرم اینها دروغ گفته ام و میخوام بازیگری و سینما بخونم.
آخه آدم حسابی که انقدر غربی شدی که دیگه فارسی یادت رفته!!!!
از کانادا فقط لباس یقه باز و four letter words یاد گرفته ای؟ هنوز بلد نشدی که غیبت نکنی٬ حسودی نکنی...؟آخه این چه خارج رفتنه؟ هر جایی هم که میری٬ به بقال سر کوچه هم اطلاع میدی که ایران اصلاْ شبیه کانادا نیست و اوضاع اینجا خیلی با اونجا فرق میکنه؟ به رانندهٌ اتوبوس و تاکسی هم رحم ندارند اینها؟!؟!؟!؟!؟!
من وقتی که این خبر رو شنیدم به حدی حالم از این اخلاق مزخرف ایرانی بد شد...البته بخاطر دوری ازش برای چند وقت... که میخواستم با هواپیمای بعدی برگردم! ولی چون مسلماْ غیر منطقی بود آروم شدم.
حالا هم شما ببخشید برای این عصبانیت کوچک من٬ چون باید حتماْ مینوشتم حرفم رو به یکی میزدم.
دوست دارم بدونم که این فقط مشکل خوانوادهٌ ما هست٬ یا شما ها هم دارید همچین مشکلاتی رو؟
فعلاْ