-

خوب آخه چی بنویشم؟
اگه بنویسم اون چیزیو که دلم میخواد...
س پ ا ه ی که انقدر الآن همه یادشون رفته چیکارا که نکردند و همه دلسوزشون شده اند،
دستور داده که اونایی رو که اونچیزی که توی مغز من هستش رو مینویشند رو پیدا بکنند و بگیرند.
اگه اون چیزی که میتونم رو بنویسم.
که خوب خیلی بی مزه میشه. مثلاً بگم چی؟
این هفته خیلی مزخرف بود و سخت بود و بلاخره یه مریضی رو نجات دادیم و محکوم به مرگ نشد و بعد تصمیم به خریدن یک چاپگر گرفتم؟
خوب این که خیلییی بی مزه است.
و چاپگر گرفتن من چه فرقی برای شما ها میکنه؟
خوب بزار بگم که دیروز رفتم یه جنگلی خیلی قشنگ و خوشرنگ بود.
بعد رفتم کافه، قهوه خوردم. گرم شدم.
بعد خودمو سرزنش کردم.
و اینکه این هفته یه لیستی نوشتم که انقدر وقت هدر ندم و به کارام برسم. که تقریباً 60% کارام انجام شد. و از اون 40% مهمش فقط رختشویی بود که انجام ندادم. ولی باز 60% در قیاس 0% خیلییییی پیشرفت بزرگیه!
دعا کن که دستم از تنبلی بیاد بیرون و مغزم کار بی افته و نوشتنم بگیره!