-
یه هویی از ناکجا آباد یه مسج پرید وسط صفحه ام وسط بازی بیلیارد آنلاین ام(بعله، بازی میکنم خیلی ام استاد شدم!) :
رای میدی؟
چند ثانیه ای طول کشید که از شوک بیام بیرون، بشناسم آی دی طرف رو ، بعد متوجه بشم که این همونیه که چند ماهیه اصلاً سلام هم نمی گه!
جوابش دادم:
آره، اگه سفارت خانه پایگاه باشه!
احسنت
همین!
هنوز توی تمسخر لحظه و کار هاش موندم.
ولی رفتم و دیدم که بعله، سفارت پایگاه هست. منم جمعه بیکرام. آخ جون!
بعد از این قضایا، فکرم رو به مسائل بزرگ تری در زندگی خودم برسم، مثلاً اینکه بعد از این همه صرف وقت و پول، به این نتیجه رسیدم که این فرانسویه اصلاً به هیچ جایی نمیرسه! چیکارش باید کرد؟ دلم هم نمی یاد ولش کنم، خیلی قشنگه، ولی خوب، 5 تا زبان میخوام بلد باشم که چیم بشه؟ مگر اینکه بخوام تو پزشکان بی مرز کار کنم، یا ول کنم همه چیزو بشم مترجم سازمان ملل...دکتر رو چه به پلی گلوتی؟ بچسب به علوم پزشکیت بچه!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۸ ساعت 9:43 توسط ش
|