استرس که میاد، همه چی برای آدم بد و زشت به نظر میرسه. همه چی مسخره و بی فایده به نظری میرسه چون اون یه مورد جلوی چشمامون. اونی موفق هستش که با وجود اینکه استرس داره، اجازه نده که لحظات خوب زندگی اش رو استرس ریاست کنه. بتونه با داشتن اعصاب خوردی، هر از گاهی خوشحال هم باشه. 

حالا کیه به حرف خودم گوش بده!؟

بیا و فقط ببین چقدر الآن استرس دارم و همه چی برام مثل یک گوله بزرگ اعصاب خوردی میمونه. حتی، حتییییی

ژلاتوی فررو روشه که دیشب پسر خاله گلم بهم پیشنهاد داد که امتحان کنم و امتحان کردم و بهشت در یک لیوان بستنی بود....

پسر خاله جان، تا عمر دارم هیچ وقت به پیشنهاد ها و نظرات تو شک نمی کنم...