یک گزارش از کوشش بنده برای فارسی سازی گفت و گو هام:

1-در گذشته هیچ کس نمی فهمید که چی دارم میگم. اقلاً الآن بیشتریشون می فهمند که چی دارم میگم و میتونیم یک گفت و گو بدون پرسیش یعنی چی و چیچی گفتی؟

2- هیچ کس ولی، بهم نپیوسته.

3- و من گفتم بیشتر افراد...و خیلیییی ها هستند که اصلاً نمی دونند که چی دارم میگم! میگن: دور چیچی؟ نما چیچی؟ پیامک یعنی چی؟

4- ولی دیگه یه جوری شده که خودم خیلی از واژه های عربی رو هم، اگه جاش مناسب باشه و بتونم و شبیه یک نوشتهٌ برداشته از کتاب قانون نباشه، جایگزین میکنم.

دیگه چی؟ 

دیگه اینکه فهمیدم توی ترکیه، به ام پی 3 پلیر میگن "ام پی اوچ جلار (؟!؟)" اوچ یعنی 3 به ترکی

و اینکه، 

چرا نشده کسی بپرسه، خوب ش جون، سوای این اوضاعی که برات ساختیم و بعد گفتیم حالا از در این وضعیت خاص که میگیم، میتونی تصمیم بگیری چیکار کنی، 

اصلاً تو دلت میخواد از اول همچین اوضاعی داشته باشی؟ همه پیش فرض اینو دارند که من خودکار باهاشون موافقم. 

حالا منظور از همه کیه؟ مامان و بابا خوب دیگه معلومه. 

و برای همینه که خودم خودمو جواب میدم: خوب مامان بابات پولتو میدن. بدون اونا 2 روز هم دوام نمیاری. پس حق انتخاب آنچنانی نداری!

تمام!