پنج شنبه بود، و با دوستم در حال صحبت کردن بودیم

گفتا: حالم بده و فکر کنم مریض شدم

گفتم: استراحت کن جانم که حالت بهتر میشه تا 3 شنبه

گفتا: ای دوست از همه جا بی خبر، من 3 شنبه میرم باکو (!) تا بعد از نوروز!

گفتم: (در دلم) ای پر رو از کل سال (تحصیلی) 9 ماهه، تو 1 ماهشو دیر اومدی، 3 هفته قرنطینه رو رفتی و 2 هفته اضافه موندی، بین ترم ها هم که 3 هفته به خودت آوانس دادی، حالا بازم میخوای 3-4 هفته بری باکو.

(حالا این قسمتش بلند بلند میگم) برو خوش بگذرون عزیزممممممم

البته ما چشم تنگ نیستیما، خودمون داریم یه 2 هفته ای هم میریم به وطنمون یه سری بزنیم، ولی این دختره دیگه خیییللللییی پر رو هستش. 

(میخواستم در مورد هوا بنویسم که چطور امروز آفتابی و خوب بود، بعد قشنگ بهارانه لباس پوشیدیم و رفتیم بیرون، بعد ابری شد، بعدش مثل نمک ریزه برف اومد، بعدش یکم سرد تر شد، بعدش برفا اشی مشی شدند و بعدش هوا شده منفی ده درجه، و اصلاً انگاری این زمستون تمامی ندارد امسال، ولی گفتم مگه بلاگم بلاگ هوا شناسیه؟! که مدام در مورد وضعیت آب و هوای افتضاح  جالبه اینجا بنویسم!)