-
رفتیم پارک آبی با دوستان
و فهمیدیم که بر خلاف افکار گذشته مان،
ما از غرق شدن می ترسیم.
(داستان مفصل تر: از یه سرسره آبی آمدیم پایین، حول شدیم، و وقتی که افتادیم توی استخر ته سرسره، دست و پا زنان خودمان را گم کردیم. که آخر سر به خودمان یاد آوری کردیم که باید خود را سبک کرده، تا به سطح آب برسیم. خودمان را به بیرون از محوطه رساندیم، غریق نجات ها هم به ما خندیدند و گفتند فقط 1.10 متر عمق دارد نترسید. و ما کلی خجالت کشیدیم. و اینطور بود که از غرق شدن ترس برمان داشته!)
+ نوشته شده در جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸ ساعت 12:36 توسط ش
|