-
برای کسانی که تازه به سریال 20 و اندی روز قرنطینه به همراه نویسنده گرامی خانم "ش" پیوسته اند:
آقا قضیه از این قراره که آنفوآنزای خوکیه و ما رو بخاطر اینکه مزاحم هستیم قرنطینه کردند چون چند گروه 10 نفری هم توی دانشگاه مریض شده اند و برای اینکه تخت های بیمارستان ها رو خود دانشجو هایی که باید سر تخت باشند اشغال نکننننندددد...
ما رو تحریم کرده اند از دانشگاه تا اپیدمی رفع شه...
یعنی حالا حالا ها بیکار خونه نشسته ام.
نگو بشین درس بخون چون اگه خودتم بودیا،
درس نمی خوندی.
بعدم، 1 ماه بیشتر نیستش که دانشگاهمون جدی شروع شده چی چی بخونم؟
و اینک به برنامه اصلی بر میگردیم.
میدونی از چی بدم میاد؟
خیلی خیلی خیلی خیلی بدم میاد؟
وقتی که میرم مغازه...بعد از 2 ثانیه....یکی از مستخدمین مغازه میاد کنارم میگه:
میتونم شما رو کمک کنم خانم؟
واااایییییی که این جمله چقدر اعصابمو خورد میکنهههه که نگو
یعنی اگه حتی بهترین خوشگل ترین جنس توی مغازه شون باشه...
90% ول میکنم مغازه رو میرم.
خوب خانم خوب، آقای خوب،
همون جا برگرد سر جات بایست
هر وقت کار داشتم صدات میزنم.
معمولاً من میرم توی مغازه بی هدف، یا خودم میدونم چی میخوام ولی دارم یکم وقت تلف میکنم یا بقیه اجناسو نگاه میکنم ببینم چی جدید اومده.
و هر دفعه کمک "اونها" رو دریافت کردم
همیشه گرون ترین کالای توی مغازه رو معرفی میکنند.
پس لطفاً سر جاتون بایستید...این بهترین کمکیه کی میتونید بکنید
نهار امروز:
مرغ با سس قارچ