سایه عزیز این بازی رو معرفی کرد، من دیگه تعارف ندارم، اگه کسی دوست داشت، برای تنوع، اونم بیاد بازی!!!

(از الآن میگم، نظرات من برای خودمه، امید وارم اگه کسی مخالفم باشه، بازم بتونیم باهم در هر حال دوست باشیم!)

قهوه: جای خون توی رگ هام
غرور: از پستی جلو گیری میکنه
مدرسه: انقدر عوض کردم که نگو!
دفت مدیر: باورت میشه شاید 2 3 بار اونم برای ثبت نام بیشتر پا اونجا نذاشتم؟
سبزی قورمه: اه اه اه...بو شمبلیله میده
ریاضی: دلم برات تنگیدهههههههههه
آهنگ: استراحت
ماه رمضون: عمه کتی
روزنامه: سرب...نه...این روزا، با خون مردم دروغ مینویسند توش!
استخر: سرگیجه از کلر
آبگوشت: خاله سیما
کودکی: وقتی بزرگ شدم برات تعریف میکنم
قزوین: راه رسیدن به رشت از قزوین میره...
دروغ: ا...ن....؟!
لیسانس: حق مسلم همه مردم ایرانه؟
قوتبال: یه مشت مرد گنده 90 + دقیقه دنبال یه توپ فسقلی می دوند...دیوانگی
قانون: نابود
پرواز: طیاره
اشک: شور
ازدواج: دوووررر خیلی دور
مهتاب: پیوستگان...اولین شاگرد 20 که باهاش آشنا شدم
زندگی: 100 سال اولش سخته
عشق: آتش
هلو: مشایی
تحصیل: توفیق اجباری
خارج: مفهومی برای من نداره
خواب: بهشت...
پیتزا: مارگاریتا
اینترنت: اگه قهوه خون باشه، این میشه اعصاب
مجلس: بیچاره کر و بی! چقدر مسخره اش کردم
کتاب: اینهمه کتاب و انقدر کم وقت!
کلم پلو: شیراز...
ایران: داره درد میکشه...توی استخوان هام حس میکنم
دریا: قاتل
باران: رشت، مادرجون(مانا)، گل یاس روی در ورودی!!!!