-
1-هر باری که ماشین های سیاه را می بینیم،هر بار که با دیدنشان، با شنیدن آژیر ماشین هایشان، دل من میریزه توی معده ام، و می ترسم، که نکنه، که دنبال ما باشه...
دوباره میگم: جناب آقای خطبه خوان نماز جمعه،
من برادر و خواهر دینی شما نیستم...نه تنها من،
ما خواهر و برادر شما نیستیم...
در ضمن، الهی سر دختر خودت پیش بیاد، اشتباهی که کردید تفهیمتان کند، که کسی دیوانه نیست بگه: بیا آمریکا منو بکش که معروف بشم...
احمق
2-می گویند که ایران بعد از انتصابات و قبلش خیلی فرق خواهد کرد.
بگم چطور فرق میکنه، همین الآن؟
مغازه هایی که توشون خرید میکنیم فرق میکنند...
اگه کسی سبز بپوشه، بعله، بگید من فاشیست،
ولی من بیشتر میلم میکشه از اون خرید کنم.
دیگه به رای نیست.
شما یا با من هستید، یا علیه من.
مهم نیست به کی رای دادید دیگه.
یا موافقشان هستی، یا نیستی...
متاسفم برای آقای مهندس م. که نمی خواست بین مردم خودی و غیر خودی پیش بیاد.
خوب، نتیجهٌ انتخابات رو نتوانستید بر گردونید. باز شماری یا باز آرا گیری که نتوانستید بدست بیارید، ولی همون کاری که دوست نداشتید رو بدست که آوردید:
خودی و غیر خودی پیش آمد.
کاشکی همه چی بر عکس بود شاید که اونجوری بر عکس همه چی اتفاق می افتاد.
می بینی که داره صداها خفه میشه آقای مهندس...لطفاً یه کاری، یه دستوری، یه حرفی بزنید،
بگید که باید چیکار کنیم؟
خواسته یا نخواسته، وارد این بازی شده اید...خواسته یا نخواسته، رهبر این حرکت شده اید...یعنی این همه خون ریخته شده برای فقط 2 هفته؟
نمی گم بریزیم توی خیابان ها، ولی خوب...شما رهبرید! شما بگید!
3-جناب دکتر:
اینم جواب شما، که انقدر میگید دارند مزاحمت ایجاد میکنند و اغتشاش گری میکنند، حالا خوب شد؟ راضی شدی؟ حالا که گفت من اصلاً حرف های شما رو جدی نمی گیرم، حالا که فهمیدی که میگه اصلاً برام مهم نیست، راضی شدی؟ دیگه میخواهی به کی ببندی اغتشاش گران رو؟
آخه از این حقارت بیشتر؟
4-بابا هیچ وقت چیزی نمی گفت...وقتی که بلند بلند بد و بیراه میگه، یعنی اوضاع واقعاً خرابه
دوباره میگم: جناب آقای خطبه خوان نماز جمعه،
من برادر و خواهر دینی شما نیستم...نه تنها من،
ما خواهر و برادر شما نیستیم...
در ضمن، الهی سر دختر خودت پیش بیاد، اشتباهی که کردید تفهیمتان کند، که کسی دیوانه نیست بگه: بیا آمریکا منو بکش که معروف بشم...
احمق
2-می گویند که ایران بعد از انتصابات و قبلش خیلی فرق خواهد کرد.
بگم چطور فرق میکنه، همین الآن؟
مغازه هایی که توشون خرید میکنیم فرق میکنند...
اگه کسی سبز بپوشه، بعله، بگید من فاشیست،
ولی من بیشتر میلم میکشه از اون خرید کنم.
دیگه به رای نیست.
شما یا با من هستید، یا علیه من.
مهم نیست به کی رای دادید دیگه.
یا موافقشان هستی، یا نیستی...
متاسفم برای آقای مهندس م. که نمی خواست بین مردم خودی و غیر خودی پیش بیاد.
خوب، نتیجهٌ انتخابات رو نتوانستید بر گردونید. باز شماری یا باز آرا گیری که نتوانستید بدست بیارید، ولی همون کاری که دوست نداشتید رو بدست که آوردید:
خودی و غیر خودی پیش آمد.
کاشکی همه چی بر عکس بود شاید که اونجوری بر عکس همه چی اتفاق می افتاد.
می بینی که داره صداها خفه میشه آقای مهندس...لطفاً یه کاری، یه دستوری، یه حرفی بزنید،
بگید که باید چیکار کنیم؟
خواسته یا نخواسته، وارد این بازی شده اید...خواسته یا نخواسته، رهبر این حرکت شده اید...یعنی این همه خون ریخته شده برای فقط 2 هفته؟
نمی گم بریزیم توی خیابان ها، ولی خوب...شما رهبرید! شما بگید!
3-جناب دکتر:
اینم جواب شما، که انقدر میگید دارند مزاحمت ایجاد میکنند و اغتشاش گری میکنند، حالا خوب شد؟ راضی شدی؟ حالا که گفت من اصلاً حرف های شما رو جدی نمی گیرم، حالا که فهمیدی که میگه اصلاً برام مهم نیست، راضی شدی؟ دیگه میخواهی به کی ببندی اغتشاش گران رو؟
آخه از این حقارت بیشتر؟
4-بابا هیچ وقت چیزی نمی گفت...وقتی که بلند بلند بد و بیراه میگه، یعنی اوضاع واقعاً خرابه
5-میگن بعضی ها جهود هستند، با وجود اینکه میگند اسم اسرائیل نجس هست(؟!)
6-آخه برادر خوب، خواهر عزیز، توی این شرایط، بنظر شما، واقعاً کار عاقلانه ای هستش؟ اسکریپت جاوا برای موسیقی توی بلاگت رو میگم عزیزم!
نیست چون خیلی سرعت خوبه، این موسیقی ها هم خیلی کمک میکنه به اینکه بلاگ همینطور طولانی لود شوندهٌ شما، سریع تر لود بشه، میدونی؟
7-آخه جناب آقای مایکل جکسون...این هم وقت مردن بود؟
+ نوشته شده در جمعه ۵ تیر ۱۳۸۸ ساعت 17:54 توسط ش
|